X
تبلیغات
عصر کامپیوتر - تفاوت شعر نیمایی و شعر سنتی

عصر کامپیوتر

درباره کامپیوتر

تفاوت شعر نیمایی و شعر سنتی

 

 

 

 

موضوع : تفاوت شعر نیمایی و شعر سنتی

تهیه­کننده : محسن پیروزی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درود بر تمامی اهالی دل ، درودی از طایفه شمالی ترین سبز احساسم ، این بار نگاهی گذرا بر شعر ، انواع شعر، تفاوتهای اسلوب كهن و نو ، نقش قافیه... خواهیم داشت.

مقدمه

تعریف شعر ؛ شعر در لغت تازی مأخوذ از ((شعور )) است و به معانی : ((دانش ،فهم ، درك ، وقوف و دانایی )) به كار رفته و اصطلاحاً (( كلامی است مرتب ، معنوی ، موزون ، خیال انگیز و به قصد )) كه در آن اندیشه ها و احساسات و عواطف شاعر در قالب الفاظی فصیح و زیبا مبتنی بر قواعدی معین بیان می شود .

به گفتة ارسطو : (( شعر سخنی است مُخیّل كه شوری در دل برانگیزد و حالتی از غم یا شادی را در انسان ایجاد كند )) . به تعبیری دیگر ، شعر عبارت از بیان و تجسّم صورتهای خیالی عاطفی است كه برانگیزانندة احساسات و هیجانات درونی افراد باشد .

انواع شعر فارسی از لحاظ قالب یا صورت ( Forme )

منظور از قالب شعری ، شكل و هیأت ظاهری شعر است به اعتبار نوع وزن و تساوی افاعیل عروضی ( در شعر سنتی ) و نوعِ قوافی بیتها و مصراعها و پاره مصراعها ( در نوع مستزاد ) و تعداد ابیات یا كوتاه و بلند شدن مصراعهاست در بعضی از انواع شعر نو و آزاد ( در اوزانِ نیمایی ) همچنین واژگان و قالبهائی است كه شاعر انتخاب می كند . اشعار فارسی از لحاظ قالب ، به منزلة ظروفی هستند كه از عناصر مزبور تركیب شده اند ، كه گاه گنجایش لفظی آنها زیاد و اندازه هایشان بزرگ است ، نظیر مثنویها و قصاید و گاه حجم لفظی شان كوچك است و مختصر ، نظیر قطعات ، رباعیات و دوبیتها .

مشهورترین قالبهایی كه از قدیمترین ازمنة شعر فارسی تا عصر حاضر مورد استفاده سخن سرایان ایرانی قرار گرفته است ، عبارتند از : 1 . مثنوی 2 . قصیده 3 . غزل 4 . قطعه 5 . مسمط 6 . مستزاد 7 . ترجیع بند 8 . تركیب بند . 9 . رباعی . 10 . دوبیتی 11 .و بالاخره قالبهای آزاد در شعر امروز فارسی .

در آستانة شعر نو

  جنگ جهانگیر اوّل ( 1914-1918 م) با همة مصایبی كه داشت . زمینة جنبش و تحول عظیمی در جهانبینی قدیمی كشور ایران فراهم آورد . حوادث شگرف اجتماعی و سیاسی سالهای بعد بحرانی در جهان ادب فارسی ایجاد كرد كه پایان آن ناپیدا بود .

ادبیات كلاسیك ایران – بخصوص ادبیات منظوم – با قواعد و قوانین مزاحم و سختگیر خود ، كه در طول تاریخ ادبی ممتد ایران تغییری عمده در آن راه نیافته بود . دیگر آن قدرت و صلاحیت لازم را نداشت كه حیات اجتماعی معاصر را با همة پیچیدگیها و تضادهای آن بیان كند و نویسندگان و شاعرانی كه            می خواستند مسائل حاد و مبرم روز را در آثار خویش منعكس كنند از هر جهت خود را اسیر مقررات فنون و صنایع ادبی می یافتند .

یكی از مهمترین ویژگیهای ادبیات معاصر ایران پیدایش شیوه ای نو در شعر و تغییر بنیادین اركان آن است. در آخرین دهة قرن سیزدهم هجری شمسی گروهی از صاحبنظران و شاعران علیه قواعد و اصول سنتی شعر فارسی قیام كردند و گامهایی در جهت تغییر و تحول بنیادین آن برداشتند . آنها با انتشار آراء و عقاید خود در دو نشریة (( آزادیستان )) و (( تجدد )) نخستین حركت را در جهت تغییر و تحول شعر فارسی ایجاد كردند. سپس نیما با انتشار (( افسانه )) و اشعار دیگر ، متفاوت با شعر سنتی و اصول و قواعد آن ، شعر نو را بنیان نهاد و به ادبیات معاصر ایران امتیاز و ویژگی مهمی بخشید .

این ویژگی با تازگی و طراوت و لطف خاص خود در برابر اصول و قواعد سنتی ، كه یك هزار سال بر شعر فارسی سایه افكنده بود ، قد علم كرد . اما با ظهور شیوة نو شیوة سنتی به دست فراموشی سپرده نشد و ارزش و اعتبار آن كاهش نیافت ؛ زیرا این بنای عظیم ، كه ذوق و قریحة نوابغی چون فردوسی ، سعدی ، حافظ ، خیام ، نظامی و مولوی بدان صلابت و استحكام بخشیده است در برابر هیچ پدیده ای آسیب پذیر نیست .

شعر فارسی امروز به دو گروه تقسیم می شود ، كه عبات است از شعر سنتی و شعر نو . به همین مناسبت شاعران معاصر را نیز باید در دوگروه كهن سرایان و نوسراین معرفی كرد .

برخی از كهن سرایان معاصر ، شعر نو و شاعران نوگو را نفی نكرده حتی خود نیز درشیوة نو طبع آزمایی نموده اند مانند لاهوتی ، شهریار ، سیمین بهبهانی و چند تن دیگر . اما برخی دیگر از این گروه ، در اصل با شعر نو مخالف بوده ، آثاری از این دست را به هیچ عنوان شعر نمی دانند و حتی از توهین و ناسزا به نو سرایان خودداری نكرده آنها را مصروع ، یاوه سرا و هذیان گو معرفی كرده اند . مهدی حمیدی و مظاهر مصفا از مخالفان سر سخت شعر نو در گروه سنتی سرایان هستند .

بعضی نوسرایان نیز نه تنها با سرودن شعر به سبك متقدمین در دوران معاصر مخالفتی ندارند بلكه خود نیز اشعارزیبایی بدان شیوه سروده و توانمندی ، مهارت و علاقة خود را به این شیوه نشان داده اند . فروغ فرخزاد ، اخوان ثالث ، یدالله رویائی ، و تعداد دیگری از این نو سرایان در این گروه جای دارند .

تفاوتهای شعر نو با كهن  

نزدیك به یك قرن است كه از شعر نو گفتگو می شود ولی هنوز تعریف جامع و كاملی از آن نشده و معیارها و ضوابط آن مشخص نگردیده است .

ضوابط شعر كهن را وزن و قافیه مشخص می سازند ، به طوری كه برای تشخیص شعر از (( غیر شعر )) یا حداقل نظم از (( غیر نظم )) نیازی به آگاهی از رموز و فنون شعر و ادب نیست . هر آدم عامی شعر كهن را می شناسد و سخن فاقد وزن و قافیه را به عنوان شعر نمی پذیرد . اما شعر نو چنین نیست و ظاهراً ضوابط و معیارهای معینی آن را مشخص نمی سازد . گاه قطعه ای به عنوان شعر نو معرفی می شود كه با نثر كمترین تفاوتی ندارد . گوینده ، آن را شعر می نامد و مدعی ، هیچ شباهتی بین آن و شعر پیدا نمی كند !

بدیهی است شعر نو ضوابط و معیارهای خاص خود را دارد ، كه در جای خود به آن خواهیم پرداخت ، ولی به جرئت می توان گفت كه ، نه تنها مخاطبان شعر ، بلكه بسیاری از نوسرایان نیز با ضوابط و معیارهای شعر نو بیگانه اند .

 

قافیه در شعر كهن و شعر نو

گفتیم كه بنای شعر كهن بر دو اصل قافیه و وزن استوار است و وجود این دو اصل همراه با برخی ملاحظات سخن منظوم را از منثور جدا می كند .

قافیه در لغت به معنی از پی رونده و پساوند است و در اصطلاح به آخرین كلمة شعر گفته می شود . در تعریف دقیقتر باید گفت قافیه عبارت است از تكرار یك یا چند حرف در آخرین كلمه دو مصراع یا مصراعهای آخر یك قطعه شعر . نویسندگان دایره المعارف فارسی در تعریف قافیه گفته اند :

(( یك مصوت یا رشته ای از چند صامت و مصوت ، كه در آخرین كلمة ابیات یك قطعه شعر یا در آخرین كلمة مصراعهای یك بیت تكرار شود ، ولی این تكرار تكرار یك كلمه با معنی واحد نباشد ، والاّ این كلمة مكرر را ردیف می خوانند و كلمة ماقبل آن مأخذ قافیه است ، مثلاً در بیت :

               عكس روی تو چو در آینه ی جام افتاد           صوفی از خنده ی می در طمع خام افتاد

كلمة افتاد ، كه در دو مصراع به عینه و با یك معنی تكرار شده است ، ردیف خوانده می شود و (( ام )) در جام و خام قافیه است . در میان ادبای قدیم بر سر اینكه قافیه آیا بر تمام كلمه اطلاق می شود یا بر حروف مشترك ، یا بر آخرین حرف كلمه ، اختلاف است . )) 

قافیه در اشعار اروپایی نیز وجود دارد ، اما چون كاربرد آن در اشعار اروپایی با اشعار سنتی فارسی و عربی تفاوت دارد تعریف آن نیز تا حدودی متفاوت است . اگر بخواهیم خلاصه ای از تعاریف گوناگون غربیها در مورد قافیه بدهیم باید بگوییم قافیه تكرار صداهای مشابه یا بازگشت صداهای مشابه است یا به صورت دیگر قافیه صداهای مشابه دو هجای آخر در پایان شعر است .

در حال حاضر در اشعار زبانهای مختلف اروپایی از قافیه استفاده می شود ، اما هیچگاه به آن درجه از اهمیتی كه در شعر عرب یا سنتی فارسی دارد نرسیده است . در اغلب اشعار اروپایی شاعر پس از استفاده دو یا سه قافیه در یك قطعه آن را عوض می كند ، اما در اشعار فارسی و عربی وحدت قافیه حتی در قصاید بلند حفظ می شود . در اشعار سنتی اروپا بیشتر به وحدت هجاها و سیلابها اهمیت داده می شد ولی با ظهور سمبولیسم در فرانسه نظم الكساندرن ( مصراع دوازده هجایی ) در هم ریخته شد و قافیه نیز تغییر یافته ساده تر گردید ، یعنی چند قافیة ناقص به جای قافیه های كامل مورد قبول قرار گرفت و قواعد و مقررات دست و پاگیر مربوط به قافیه از میان برداشته شد .

ایراد و انتقاد به قافیه ، از زمانهای دور تا زمان حال وجود داشته و به عنوان عیوب شعر مطرح شده است . نكات مورد انتقاد ، كه توسط منتقدان ، چه اروپایی و چه عرب و ایرانی ، اقامه می شده همیشه یكسان بوده است . اهم این نكات را می توان بدین قرار خلاصه كرد :

1 . پایبندی به قافیه و رعایت آن به عواطف و احساس شاعر خدشه وارد ساخته ، آزادی فكر و اندیشه را از او سلب می كند .

2 . رعایت قافیه و پایبندی به آن وحدت موضوع را از بین برده موجب می شود كه معانی پراكنده ای در یك قطعه شعر وارد شود . همچنین شاعر به سبب توجه به وحدت وزن و قافیه از وحدت معنی غافل  می گردد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 9:47  توسط محسن پیروزی  |